راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


26

برف و دوست دارم .. خیلی زیاد  ..  دلیلش این نیست که خیلی کم میاد سمت ما ..  دلیلش درساییه که راحت بهمون میده ..  وقتی آروم میاد .. بی سر و صدا آسمون پر از دونه های مرواریدی میشه ..  میگه که نعمتلی زندگیت آرو م آروم میان .. بی سر و صدا میان .. ولی امکان نداره اومدنشون رو نفهمی ..  وقتی همه جا پر برف میشه ...

ادامه مطلب

برف برف ^_^

روزایی که همینطوری الکی حسه خوبی همراهشون دارن :) حتی اگه ساعت ۱۰ و نیم برای کلاس ۱۰ و ۴۵ دوستت بیدارت کنه و با دو برین و ببینی چرا لیز میخوری و چشت به سفیدیه برفا بیفته و ذوق کنی. و دمه در گل بدن و بازم ذوق کنی. یه استادت یه کلاسو کنسل کرده باشه. یه آز رو هم خودتون کنسل کنین و زوق مرگ شین:دی. قسمت جد ...

ادامه مطلب

*گوله برفا می رقصن...

شاید قرار بوده حرفی بزنم چیزی بگویم که خون درون رگ هایم جریان یابد که همانطور که یخ زدم...یخ زده نمانم... اما نگفتم دلم هم نمی خواهد بگویم و آنقدر سر شده ام که حتی اگر قرار باشد حرفی بزنم دیگر نمی دانم چه باید می گفتم "نه، این برف را دیگر سر باز ایستادن نیست!" مثلا سالها بعد هم وقتی دارم عکس هایمان را ...

ادامه مطلب

جوک

کار هر مرد نیست چند زن داشتن!!!!مرد خر میخواهد و پول خفن!!!....هیس،هیچی نگو سعدی بازنش دعواش شده!!!!       یه سلامم بکنیم به پاییزسلام سردتر از زمستون وحشی یخ زدیم :|    میگه اگه یکی رودیدی علائم آنفولانزا داره یه مترازش فاصله بگیر،دیگه ببخشید ما تو مترو و بی آرتی تو دهن همیم، آنفولانزا که سهله ایدز نگیری ...

ادامه مطلب

اتفاق خوب میتونه همین باشه .. آرررره برفای سفید رنگ  ِ آخر  ِ پاییز :)) .. صبح از خواب پا شدم و هلک و هلک راه افتادم که برم مدرسه و آقای همسایه به طور یهویی گفت "نرو مدرسه ها تعطیله برو خونه بخواب :)" و من ذوق کردم کلی ! اما مسئله اینه که من خوابم نمیاد و دوس دارم برم رو برفا راه برم و الکی الکی بخند ...

ادامه مطلب

اراده دارم:) زیاااد

عیدتون مبارک امیدوارم95 سال خیلی خوبی براتون باشه!! +الان اینجوری مجاب شدم حداقل تا عید اینورا نیام:دی ضمیرناخوداگاه ـمان هم خر است و خیلی این حرف را باور کرد! +رویا؟رویا!رویا!رویا؟؟ روووویا؟! +هیچی برو درست رو بخون:/ واس منم دعا کن..مرسی ستاره بچینی:/ ...

ادامه مطلب

مرد گمُ شده در رویا های یک بانو

یادداشت شبگاهی (1) جنسیت ام مرد است ، صدای گلوم نشانه دهنده مرد بودنم را میکند و قدرت بازو هایم میتواند ثابت کنندهِ یک مرد قدرت مند از جنسِ درشت باشد اما من یک مرد گمُ شده در رویا های یک بانوم ؛ بانو رویا های که شب و روزم تکیهِ بر تبسم افسونگرش میکند ، زلفان سیاه اش چشم هایم را خیره میکند تا نشانه گیرم ...

ادامه مطلب

دلم تنگ شده برات...

توراحس میکنم هردم... که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی... من از شوق تماشایت... نگاه از تو نمیگیرم.... تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار.... ولی...افسوس...این رویاست.... تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم.... تو با من مهربان بودی... واین رویا چه زیبا بود.... ولی.... افسوس.... که رویا بود.... رویا بود ...

ادامه مطلب

نمیدونم  چی بگم دلم تنگیده واس عشقم  یعنی صاحب این وبلاک همونی که گوشه نوشته کلبه من و عشقم من عشقشم ولی بر عکس نوشته چون اون عشق منه عشقی که نظیر نداره و نخواهدم داشت اهوم. اهوم.قرار شده چون درس داره و سرش خیلی شلوغه زیاد مزاحمش نشم باهم تصمیم گرفتیم ولی نمیدونم چرا قبول کردم خخخخ اخه واقعا سخته به خدا سخته ...

ادامه مطلب

رویا باف

قصه مرد رویاباف حسن غلامعلی فرد   هر ده دقیقه به ده دقیقه برای خودش رویا می‌بافت، بستگی داشت چشمش به چه جور آدمی بیوفتد، اگر مردی که ریش و موهای بلند داشت جلویش سبز می‌شد خودش را بین جماعتی هنرمند تصور می‌کرد که کارشان ساز و آواز بود و او هم با صدایی خوش بین‌شان آواز می‌خواند، کارش که به انتها می‌رسید جماع ...

ادامه مطلب

من بهارم تو زمین شاملو

من بهارم تو زمینمن زمینم تو درختمن درختم تو بهارناز انگشتای بارون تو باغم می‌کنهمیون جنگلا طاقم می‌کنه تو بزرگی مثل شباگه مهتاب باشه یا نه                 تو بزرگی                           مثل شب خود مهتابی تو اصلاخود مهتابی تو تازه وقتی بره مهتاب و                           هنوزشب تنها          باید               راه دوری رو بره تا دم دروازه روزمثل ...

ادامه مطلب

به آرزوهام فکر می کردم٬ انگار اصلا آرزو ندارم! خیلی همه چی خوب باشه چی میشه؟ یه جوری که همه چی اونجوری باشه که دلم می خواد! احتمالا درسمو تموم کنم بعد مثلاً ارشد قبول بشم یه شغل خوب داشته باشم شاید یه زن خوب! ولی هیچ کدوم اینا هیچ جذابیتی نداره شما هم قبول دارین دیگه٬مگه نه؟ اصلا میگن آرزو چیزیه که ممک ...

ادامه مطلب

خواب رنگین

چگونه می روند روزهای گرم آتشین فصلی که مرا به گذشته می برد ،در امتداد لحظه های تاریک و روشن روز گار لحظه هایی که خطوط دیروزها را پشت سر گذاشته و اینک تکرار می شوند،باز هم یادآور همان سکوت وخلوتیست که در کنار دنیایی پر از امید وآروز در ذهن می پنداشتم. ودر کنار این تنهایی عشق را می دیدم که با من همدل ومهر ...

ادامه مطلب

خواب رنگین

چگونه می روند روزهای گرم آتشین فصلی که مرا به گذشته می برد ،در امتداد لحظه های تاریک و روشن  روزگار لحظه هایی که خطوط دیروزها را پشت سر گذاشته و اینک تکرار می شوند، و باز هم یادآور همان سکوت وخلوتیست که در کنار دنیایی پر از امید وآروز در ذهن می پنداشتم. ودر کنار این تنهایی عشق را می دیدم که با من همدل و ...

ادامه مطلب

اهنگ برف از بابک جهانبخش

برف برف برف میباره،قلب من امشب بیقراره برف برف برف میباره،خاطره هاتو یادم میاره تا دوباره صدامو دراره برف برف برف میباره اسمونم دلش غصه داره حق داره هرچی امشب بباره جای برف باز میشینی کنارم مطمئنم دیگه شک ندارم شک ندارم توهم فکرم هستی،تنهایی تو اتاقت نشستی گفته بودی دلت تنگ نمیشه،پس چرا هی میای پشت شیشه ...

ادامه مطلب

  رویا: یه شعر میخونی؟! استاد:این دفعه تو میخوای منتظرش بذاری؟! رویا: چهار شب منتظرش موندم؛ پس حق دارم چند لحظه تلافی کنم استاد: چی دوست داری بشنوی؟! رویا: هر چی خودت دوست داری! استاد: دل من همی داد گفتی گواهی                      که باشد مرا روزی از تو جدایی ... ...

ادامه مطلب

  واقعیت درخیال میشه رویاهای زیادی ساخت در واقعیت هم میشه رویا ساخت اما برای رویا غیر ممکن ساختیم وبرای غم ها ممکن چون کار بسیار آسونی بنظرمیادواما قصد روبرو شدن با سختی ها رو نداریم و فرار کردنو به خواسته هامون ترجیح میدیم .زندگی یعنی پیدا کردن راه حقایق برای رویا ساختن برای خوشبختی برای انسانیت .میشه گف ...

ادامه مطلب

بی رویا

سلام دوباره سلام حاصل تمام نداشتن های این مرد رویا جان امشب خاطره گنبد فیروزه ای آن امامزاده که باهم بودیم دوباره زنده شد یادش بخیر نه یادش تلخ چقدر ارام کنار هم بودیم هنوز هم بوی ات عطر استخوان هایم را میتکاند راستی تو هم یادت هست نه نه اینها تمام دست به دست کرده اند ویرانه این مرد رادر هم بکوبند لعنت به تما ...

ادامه مطلب

Coldplay - A Head Full of Dreams

  Oh, I think I've landed In a world I hadn't seen When I'm feeling ordinary When I don't know what I mean Oh, I think I've landed Where there are miracles at work For the thirst and for the hunger Come the conference of birds And say it's true It's not what it seems Leave your broken windows open ...

ادامه مطلب

گاه...

گاه دلتنگ شنیدن صدایی، گاه بیزار از هر صدایی گاه به انتظار نگاهی، گاه بی حوصله از نگاهی گاه از روی اجبار خندیدن، گاه از ته اختیار خندیدن گاه دوستت دارم را گفتن، گاه حرف دل را نگفتن گاه در آغوش رویا، گاه به دنبال رویا گاه آسوده در خواب، گاه آشفته از خواب گاه حقیقت خوشبختی، گاه واقعیت بدبختی گاه همه کس ...

ادامه مطلب

بررررف

به نامش چه برف خووبی اومدا امروز.. یک هفته بود هوا افتضاح کثیف بود.. عصری که داشتم از یونی میرفتم خونه عموم، توی حکیم دیدم برج میلاد اصن یه وضی توی غبار و مه ٍ! ازش عکس گرفتم و تو دلم گفتم عاخه چراااا؟؟؟ تنهایی رفتم خونه عموم که حالا اون خودش داستان داره که چی شد و اینا، کلی موندم و بعد کلی وقت دیدمشون.. ...

ادامه مطلب

مستی عشق

  {ز عشقت جرعه شرابی برایم میسر شد نوشیدمش که تا قیامت مست و دیوانه ات باشم}یادته این روزو؟روزی عاشقت بودمروزی که این حرف رو بهت زدم میبینی هنوزم مست عشقتممست که نه داغدارمداغدار رابطمون سیاه پوش رویاهامونرویا ها رو چطور پاک کردی؟رویا های به اون زیبایی روالان با عشق جدیدت رویا ساختی؟ امیدوارم رویاهات مثل رویا های من خراب ...

ادامه مطلب

خاطره ی برفی

دیگه از دیدن برف تو آسمون شهر قم ناامید شده بودم که برف بارید و منو ذوق زده کرد. همین پریروز بود که وقتی از پشت میز محل کارم بلند میشدم و از پشت پنجره نگاه به ساختمونای شهر مینداختم، به همکارا گفتم کاش الان روی این پشت بوما سفید بود. این آرزو رو کردم و همین دیروز برف بارید و من به عشق اینکه پشت بوما رو س ...

ادامه مطلب

بی رویا

دوباره سلام رویا جان خیلی وقت ها شماره نزدیکترین دوستم هم یادم میره وحتما باید یه سری به مخاطبام بزنم تا یادم بیاد ولی نمیدونم چرا شماره اولین خطت تا سه تا شماره دیگه تو ذهنم حک شده مگه هشت سال از اولین خطت کمه بازم نمیدونم راستش می خام از امروز دیگه از اولین هامون بگم اینم از اولیش: یادش بخیر کنار بخار ...

ادامه مطلب

لحظه ای از فیلم بی نظیره ... شب اول که رویا به استاد پناه میاره و بعد از رسیدن به خونه و یه کم حرف زدن با هم موقع خوابیدن هر دو بلند میشن و استاد به رویا قول میده که کمکش کنه بدون عشق! لحظه قول و قرار صدای اذان از بیرون پنجره میاد. اذانی که متفاوته و به صورت شعر و آواز به گوش میرسه انگار سحرگاه اون مرد ...

ادامه مطلب

هععععیییییی

برفا انباشته شدن  آفتاب نمیزنه آبشون کنه  ولی  هوا گرمتر شده  دم غروب  چنان هوا گرفته بود که نگو  خیلی سخته که  به یکی بگی حالت خوبه  اما  بعد تو خلوت خودت گریه کنی  مشکلم اینجاست که  چون تلپاتیمون قویه  من گریه کنم میفهمه  باورش سخته اما  یه بار داشتم قهوه میخوردم و اس میدادم بهش  گفت داری قهوه میخوری؟ خشک ...

ادامه مطلب

بی رویا

سلام سلام سرآغاز تمام نافرجام های زندگیم سلام حاصل ناکامیهای این مرد باز هم امشب بدون مهتاب بی تابی را مشق میکنم رویا جان امیدوارم حالت خوب باشد هنوز هم درد روحم را زره زره به ورته نابودی میکشد اوایل درد نبودنت کمی انصاف داشت ولی امروز خاطره هات به آتشم میکشد خسته از تاوان هستم آخرمگر من چه کردم چقدر ز ...

ادامه مطلب

بی رویا

سلام حاصل بی حاصل زندگیم سلام رویا جان سلام تنها دلیل امروزم سلام تلخی تمام فرداهام دوباره هجوم کلمات دوباره دست سنگین گذشته دوباره درد نه دوباره دردناک ترین تژیدن قلب دوباره حسرت دوباره رها از خوشبختی دوباره پیاده در بن بست رفتن چند دقیقه سکوت ... به احترام تمام باورهایی که مردند تمام ...

ادامه مطلب

من و با خود میبره مثل یه رویا توی خواب

داشتم یه خواب میدیدم گرم گرم شده بود زیر پتو شده بودم یه کوره از حرارت تازه داشت به جاهای خوبش میرسیدم که بیدار شدم چرا  واقعا چرا بیداری سدی شده بر رویای من  دلم میخواد یه تصمیم خوب بگیرم باید با یکی مشورت کنم یکی از خودم بهتره داناتر باهوش تر  خودم را الاف نکنم   بیایید از امروز یه تصمیم بگیریم یه تص ...

ادامه مطلب

بی رویا

سلام رویا جان سلامی از جنس تلخ ترین کافئین دنیا راستی امیدوارم حالت خوب باشد امروز کمی سرما خورده بودم و کف دستهایم عرق میکرد یادت که هست وقتی دست هایت در دستم بود خیس عرق میشد هنوز هم نفهمیدم چرآ انگار کف دستم هم قلب داشت نه فانتزی بازی را بیخیال میگویند سرنوشت هر کس کف دستش نوشته شده شاید... شاید ...

ادامه مطلب

بی قافیه

 قصه این بود كه با عشق تو پرواز كنم و خدا خواست كه بی قافیه آغاز كنم آن زمان كز تو تمام دل من ایمان شد با چه رویی به كس دیگری ابراز كنم دل من در سبدی عشق به سویت دارد سیب سرخی بده تا عشق تو آواز كنم قصه این بود به آسودگی یك رویا قصه این بود كه با عشق تو پرواز كنم   تکتم فتحی   ...

ادامه مطلب

اولین برف

16اذر اخر شب وقتی داری اماده میشی واسه خواب میبینی رنگ پنجره اتاقت غیر عادیه پنجررو باز میکنی و دهنت از خوشحالی وا میمونه و میدوی پایین و میگی دااااااره برف میاااااااااااااااااد.انقد تند میباره ک کل کوچرو سفید کرده....ارزو میکنی ک تا صب بباره . صب با صدای رادیو بیدار شدم ک داشت تعطیلی مدارسو اعلام میکرد گوش میدم همه ی شهرارو گفت ...

ادامه مطلب

ناخودآگاه بلا، بلای ناخودآگاه یا نو که میاد به بازار

خواب می‌دیدم. رویا. بیدار که شدم ضربان قلبم روی هزار بود. چند دقیقه طول کشید تا بفهمم کجام. و کجام. و چند دقیقه بیشتر طول کشید تا بفهمم چرا ضربان قلبم روی هزاره. و چرا. رویا، واقعیتِ سال‌های حالا دور بود. سال‌هایی که کابوس تکرارشونده‌شون، واقعیتِ بی‌رحم این روزها بود.  ناخودآگاه بلایی دارم که این چیزها رو ...

ادامه مطلب

شهر خالی از رویا

به کسی دل میبندی. خیابون های شهر رو باهاش قدم میزنی. روی نیمکتی میشینی و انگشت هاش رو لمس میکنی. پشت میز کافه ای به چشم هاش خیره میشی. توی پیاده روها قدم هاش رو میشمری. توی کتابخونه به صدای قلبش گوش میدی. همه چیز شبیه یه رویاست. دقیقا شبیه یه رویا... بعد یه روزی میرسه و رویا تموم میشه. جادوها از بین می ...

ادامه مطلب

. فرزندان شما به حقیقت فرزندان شما نیستند .آنها از کوچه وجود شما میگذرند اما از شما نیستند و اگر چه با شمایند به شما تعلق ندارند. عشق خود را بر آنها نثار کنید اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید زیرا آنها را نیز برای خود اندیشه ای دیگر است . جسم آنها را در خود مسکن دهید اما روح آنها را آزاد بگذا ...

ادامه مطلب

خواب و بیداری

نمیدانم تا بحال تجربه های سخت داشته ای یا نه. تجربه هایی که دوست داری اصلا خواب باشند نه واقعیت. تجربه هایی سخت و سنگین که باورش گاهی فراتر از حد ظرفیت ماست و دوست داریم خواب باشند و رویا. چقدر زندگی در این لحظات سخت خواهد بود. وقتی که میدانی واقعیتی در حال رخ دادن است اما از شدت فشار آرزوی رویا بودن ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1