راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


کاش میشد برگشت

دلم برای همه دوستای مجازیم تنگ شد واسه نگین فرشته نوک سیاه واسه همه و همه دلم تنگ شده خیلی شب یلداتون مبارک کاش میشد دوباره دوستام برگردن دلم خیلی براتون تنگ شدش یکم بیشتر بنویسم گریه میکنم  کاش بودین کنارم کاشکی ای خدا چقد  زود گذشت ...

ادامه مطلب

2

خیلی دلم گرفت   اخرین مامن من شده این وبلاگ بی روح واسه دل خودم بنویسم واسه دلتنگی هام واسه ناامیدی هام واسه آینده ی زشتی ک روبرومه واسه بی ارادگی هام واسه تنبلی هام واسه شکست هام واسه کل زندگی ی بدون عشقم واسه از این ب بعد سرد و مغرور تر شدنم واسه بی اعتماد شدنم به کل ادم های دنیا چقد بدم اومده از زندگی ...

ادامه مطلب

"ﮐﻮﺭﯼ ﺁﻣﺪﻭﺳﻂ ﺻﺤﻦ ﺗﻮ، ﺑﯿﻨﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ"... "ﯾﮏ ﺯﻥ ﻭﯾﻠﭽﺮﯼ، ﺭﻭﯼ ﺩﻭﺗﺎ ﭘﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ"... "ﮐﺎﻓﺮﻯ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ"... "ﺳﺠﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﺮﺩ ﺳﭙﺲ ﺷﯿﻌﻪ ﯼ ﻣﻮﻻ ﺑﺮﮔﺸﺖ"... "ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﯾﻨﻪ ﻫﺎ ... ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ"... "ﺯﺷﺖ ﺁﻣﺪ،ﻣﺘﺤﻮﻝ ﺷﺪ ﻭﺯﯾﺒﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ"... "ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻔﺎ ﺍﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ"... "ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﺗﻮ ﻣﺴﯿﺤﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ"... "ﺯﺍﺋﺮﯼ ﮔﻔ ...

ادامه مطلب

پاییز رو دوس دارم

پاییز رو دوس دارم واسه هق هق زدنام واسه غم هام واسه خاطراتم واسه انتظارام واسه بارو ناش واسه قدم زدناش واسه دیوونه بازیاش واسه محبتاش واسه گرماش واسه خاطره هاش واسه یادش واسه لپ هایه نازش واسه نفس هاش واسه صداش واسه چشاش واسه یادش واسه یادش واسه یادش واسه یادش واسه یادش  واسه یادش  واسه ...

ادامه مطلب

لج...

دلم واسه لجبازی باهات تنگ شده....!! واسه بحث کردن..! واسه حرص خوردن دلم تنگ شده!!!:) واسه قهر کردنی که برسه به منت کشی و گفتن این جمله که بیا فراموشش کنیم و خوب شدنه یهوییه همه چی... شایدم دلم واسه خودت تنگ شده...:( واسه یه شب بخیر...حتی با قهر.... ...

ادامه مطلب

دلتنگی

دلم واسه بوی خونه مون تنگ شده واسه عطر غذا های مامان ..واسه اون گریه های بی اختیاری که وقتی از مدرسه می اومدم مامان خونه نبود ...واسه بابام ..واسه اون لحظه هایی که نصیحتم می کرد و قهر میکردم و میگفتم ...من خودم بلدم...واسه خط و نشونای داداشم ..واسه اون موقعی که چغالیاشونو دزدکی پیش بابام میکردم ... واسه ...

ادامه مطلب

دلتنگم

  دلم واسه دوست داشتنت تنگ شده دلم واسه اعتمادی كه بهم داشتی تتنگ شده من با اون ادمی كه فكر میكنی خیلی فرق دارم  تصورت از من خیلی اشتباهه  دلم واسه دوست دارم گفتنت  واسه عاشقتم گفتنت  واسه خانومم گفتنت  واسه جان دلم گفتنت  خیلی تنگ شده  دلم دوست داشتنت رو میخواد  ولی خب اینجوری كه معلومه دیگه دوستم ندا ...

ادامه مطلب

انگار که چشمه ی نوشتنم خشک شده باشه. هر بار میام بنویسم مث اونی که حرفی نداشته باشه مات میشم به کیبورد. اما من کلی حرف دارم. وجودم پر از احساسیه که هر روز و هر شب دارم خدا رو برای رسیدن بهش قسم میدم. وقتی که نمیتونم واسه خودم بنویسم واسه خدا میتونم. اون همیشه هست. من از همه برگشت میخورم سمت خدا. حتی ...

ادامه مطلب

موضوعات کلیدی

احضار و تسخیر موکل باطل کردن طلسم و جادو بخت گشایی دختران دعا برای باطل شدن سحر و جادو دعا برای باطل کردن طلسم دعای آشتی زن و شوهر دعای آشتی کردن زن و شوهر دعای باطل کردن طلسم دعای باطل کردن چشم زخم دعای رزق و روزی دعای سریع برای بخت گشائی دعای عشق و محبت دعای فوری باطل کردن طلسم دعای محبت قوی دعای مهر ...

ادامه مطلب

" ﮐﻮﺭﯼ ﺁﻣﺪﻭﺳﻂ ﺻﺤﻦ ﺗﻮ، ﺑﯿﻨﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ" ﯾﮏ ﺯﻥ ﻭﯾﻠﭽﺮﯼ، ﺭﻭﯼ ﺩﻭﺗﺎ ﭘﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ" ﮐﺎﻓﺮﻯ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ" ﺳﺠﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﺮﺩ ﺳﭙﺲ ﺷﯿﻌﻪ ﯼ ﻣﻮﻻ ﺑﺮﮔﺸﺖ" ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﯾﻨﻪ ﻫﺎ ... ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ" ﺯﺷﺖ ﺁﻣﺪ،ﻣﺘﺤﻮﻝ ﺷﺪ ﻭﺯﯾﺒﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ" ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻔﺎ ﺍﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ" ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﺗﻮ ﻣﺴﯿﺤﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ" ﺯﺍﺋﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﺍﺷﮏ ﻧﺪﺍﺭﻡ" ﻧﮕﻬ ...

ادامه مطلب

چي بگم؟؟

...

ادامه مطلب

بازگشت غرور آفرین یک عاشق:)

سلام دوباره زهرای دیوونه دوباره برگشت:)) اما اینسری خوشحال:) خوشحال ازینکه برگشت پیش حسینش:) حالا ماجراشو میگم،الان به شدت خوابم میاد-_- +وبلاگ قبلی به آدرسmarmar68.blogfa.com به لطف بلاگفا مدیریتش بسته شده و هرچی رمز میزنم باز نمیشه:|+وبلاگ قبلی بیشتر حرفام تو ادامه مطلب بوده که اونم باز نمیشه:/ واس ...

ادامه مطلب

نود و نه

سلام رابطه ی منو سعید دیگه تموم شد ، خیلی نگران بودم و خیلی دعا میكردم كه تكلیفم زود روشن شه چون هر روز و هر شب كارم شده بود گریه كردن ، خیلی غمگین بودم، سعید بهم گفته بود من هیچ وقت با تو ازدواج نمیكنم آیدا نه با تو و نه با هیچ دختر دیگه ایی، اما من دلم می خواست اون منو واسه ازدواج بخواد  نه دوستی اما ...

ادامه مطلب

این روزها امیدم تنها به خداست و دعای اطرافیانم

امروز از صبح خبر های خوب شنیدم عزیزترین کسم ، پشت و پناهم ، قوی ترین مردی که می شناسم هم برگشته پیشمون بعد از یک سفر زیارتی دیروز برگشت پیشمون دلش غم گرفت، به خاطر یه فرد خاص ، اما این هم می گذره این غم ها هم می گذره خدا رو شکر که برگشت پیشمون خدا رو شکر که هست، خدا رو شکر که هست خدایا کمک کن امروز به ...

ادامه مطلب

دعای فرج

بخوان دعای فرج را دعــــــــــا اثــــــر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد بخوان دعای فرج را و عـافــیــت بـطـلـــب که روزگار بســـی فتنه زیر ســـر دارد بخوان دعای فرج را کـه یـوسـف زهــــــرا ز پشت پرده ی غیبت به ما نظـر دارد بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز که آخرین گل سرخ از همه خبـــر دارد ...

ادامه مطلب

خیلی سخت

خیلی سخته جلو همه دنیا واستی واسه یکی خیلی سخته با عزیز ترین کس زندگیت دعوات بشه واسه یکی خیلی سخته تنها همدمت فقط یکی باشه خیلی سخته همه دنیا باهات مخالفت کنن خیلی سخته با همه قهر کنی بخاطر مخالفتشون واسه یکی دیگه بریدممممممم نمی تونم   ...

ادامه مطلب

31

تموم شد همه چی برای همیشه تموم شد قلبم ب شدت تو فشاره...ولی من محکمم  روزامو از نو میسازم... هیچکسو ندارم باهاش درد و دل کنم...حرفایی ک تا اخر عمر توی دلم میمونه ب هیچکس نمیگم...هیچوقت از این ب بعد سرم پایینه و ب کار خودم دوباره میشم پسر بارونی؟! اره همون پسر مغرور و تنها! بهتره بگم پسر بارونی برگشت!با دل شکسته برگشت!با چشما ...

ادامه مطلب

برف میبارد

کلی ذوق کردیم واسه روزای برفی،واسه برفی که باریده و مارو خیلی خوشحال کردیم و شب با آقامون و شیپی و مینیون رفتیم برف بازی... خیلی لذت بخش بود،خیلی خوب بود از سرما میلرزیدیم ولی باهم بودنمون خیلی چسبید کلی عکس گرفتیم با تاب و سرسره ها بازی کردیم ما تحتمون یخ بست ولی بسی خوش گذشت کلی خدارو شکر کردم واسه این ...

ادامه مطلب

سلام خدا جونمممم خیلی دلم گرفتههه.... اومدم پیشت درد و دل ... نمیدونم چی بگم و از کجا شروع کنم اما خدا جونم به دادمون برس .... میون این همه تبعیض و نامهربونی ها... کمکم کن... بتونم در جایگاهی که هستم بهترین باشم امروز پیاده اومدم به سمت خونه ...  رفتارای بقیه واسم ... طوری نیست... خدا تو بزرگی و بخش ...

ادامه مطلب

بلاخره بلاگفا برگشت

بلاخره بلاگفا برگشت او هم جه برگشتنی و بعد از چه مدت مدیدی. شخصا بیشتر از این که از برگشت خودم خوشحال باشم از این خوشحالم که می تونم وبلاگهای مورد علاقه ام را دوباره بخونم البته به شرط این که دوستان دست به کار بشوند و تند تند آپ کنند. یک مقداری حرف است که در یادداشت بعدی خواهم نوشت. ...

ادامه مطلب

بعد از مدت ها یهو یادِ اینجا افتادم .  خیلی اتفاقای جور وا جور واسه م افتاد،اتفاقای خوب و بد  دلم واسه ی اینجا تنگ شده بود ولی پسورد رو فراموش كرده بودم  نمیدونم چی شد كه یهو یادم اومد ...

ادامه مطلب

استجابت دعای شهید

خاطره ای از شهید ولی الله نعمتی از مشهد مقدس برگشت مادرش به او گفت خواب دیدم  شهید شده ای ،گفت من از امام رضا (ع) طلب شهادت کرده ام و از ایشان خواستم اگر شهید شدم جنازه ام را به خانواده ام برگرداند ، مفقود الاثر شد جنازه اش بعد از 9 سال انتظار به خانواده اش برگشت.   ...

ادامه مطلب

وای من بعد از چند سال برگشتم،نه اینکه نیام سر بزنم،پست نمیذاشتم،عشقای من عیدتون مبارک راستش میخواستم اینجا رو حذفش کنم اخه خیلی غمگینه،به خودم قول دادم دیگه ننویسم،اخه من وقتی غمگینم مینویسم،راستش احساسات لعنتی من رو اعصابمه وقتی خاموش میشن واقعا خوشحال و خوشبختم،از این به بعدم میخوام همین کار رو کنم   شا ...

ادامه مطلب

وای من بعد از چند سال برگشتم،نه اینکه نیام سر بزنم،پست نمیذاشتم،عشقای من عیدتون مبارک راستش میخواستم اینجا رو حذفش کنم اخه خیلی غمگینه،به خودم قول دادم دیگه ننویسم،اخه من وقتی غمگینم مینویسم،راستش احساسات لعنتی من رو اعصابمه وقتی خاموش میشن واقعا خوشحال و خوشبختم،از این به بعدم میخوام همین کار رو کنم   شا ...

ادامه مطلب

امروز واقعا روز جالبی بود یه عروس داشتیم خیلی ناراحت بود  میگم برای چی ناراحتی شب عروسیته میگه  با شوهرم دعوام شده پرسیدم برای چی  میگه سر مدل موهاش من یه چیزی گفتم اون یه چیز دیگه تازه به این نتیجه رسیدیم باهم تفاهم نداریم گفتم ادم كه سر این چیزا ناراحت نمیشه  بعدش وقتی دوماد اومد دنبال عروس  عروس كه ...

ادامه مطلب

من و تنهایی های تنهایی

دلم برای آب و هوای گند تهرون تنگ شده. دلم واسه شلوغی هاش، واسه راهبندون هاش، واسه دعواهای سر مترو شوش، واسه هر چی که فکرش را بکنید. واقعاً دلم برای همه چیز تنگ شده. خیلی حال و خوصله ندارم. اینجا تفریحی نداره. گرمای هوا هم که تمامی نداره. من مانده ام یک رایانه و یک اینترنت داغون که گاه هست و گاه نیست ...

ادامه مطلب

خاطره ی طنز شهدا

وقتی آمده بود جبهه سالم وسرحال بود. رفت تخریب. پایش که رفت روی مین برگشت عقب ،بار دوم که آمد جبهه با یک پا تک تیر انداز شد ،خمپاره که به سنگرش خورد آن یکی پایش هم که معیوب شد باز برگشت عقب. بار سوم که برای سیب زمینی پوست کندن رفت توی آشپزخانه ،آشپزخانه را که هواپیماها بمب باران کردند ،تنش که پر از ترک ...

ادامه مطلب

این دله لعنتی هنوز ک هنوزه میگیره...  واسه خودم. واسه این رابطه لعنتی که معلوم نیس داره به کجا میبرم. واسه امتحان ارشدی که هی میگم از فردا شروع میکنم . واسه این شهره نکبتی که تووش گیر افتادم. واسه همه چی .  خدایا یه ارامش بهم بده.  از فردا اگه تغییر نکنم دیگه هیچوقت تغییر نخواهم کرد...  من اگه خودمو ن ...

ادامه مطلب

دنیای بچگی دلم لک زده واسه دوچرخه سواری تو پس کوچه های بچگی. واسه دوویدن دنباله توپ دو لایه و خستگی. دلم لک زده واسه دسته ی اصلی سگا و کارت بازی. واسه حرص خوردن و التماس اینکه نبازی. دلم لک زده واسه شمال. صندلی عقب و بابا پشت فرمون. واسه عکس هایی که جا می شدیم توش هممون. دلم لک زده واسه زمستون و برفی که می با ...

ادامه مطلب

...

ادامه مطلب

فرست لاوِ لعنتي!

بی تــــــابــــــم...دلم دستایی رو میخواد كه میپیچید تو موهام و هر از گاهی لیز میخورد رو لبم، چشمایی كه وقتی گره میخورد تو چشمم صدای قلبم تا آسمون میرفت، لب های ترك خورده ای كه آتیش پاره میشد و میافتاد به جونم. صدای جانم گفتن هایی كه هنوز هر از گاهی تو گوشم میپیچه و یه لبخند مسخره میشونه رو لبم. گرمای تنی ...

ادامه مطلب

تمام چیزی که میخوام یه ماشینه همین بعد واسه کلاس آمادگی بچه شوهرم پول بدم بعد واسه بیمه و لاستیک و خرجای جانبی ماشین پول برارم کنار بعد شلوار بخرم واسه شوهرم بعد گوشی مبایل واسه شوهرم بعد خودم بعد یه لب تاب لازم دارم ان شاء الله ...

ادامه مطلب

نگیر دستتو...

نگیر دستتو هرگز از دست من/نذار دست من بی تو تنها بشه/یکم بیشتر فکر کن تا که باز/یه راه، واسه برگشت پیدا بشه/ به چشمای تو وقتی فکر میکنم/تمومه وجودم پر از خواهشه/آخه بعد تو دیگه عشق کسی/مگه میشه توو قلب من جا بشه/ امیر آیینی 94/10/12 ...

ادامه مطلب

٢. من خيلي بيزي ام

این چند وقت كه تنها بودم زمان خیلی دیر میگذشت، با هدا دوس شدم، اتاق بغلی ماس، تاره فامیل دور درومدیم ! همكار قبلیمم كه طبقه پایینه. كلا هم خوشالم هم ناراحت .. پنجشنبه بالاخره هم اتاقم ( توی محل كار) از ماموریت برگشت.. اولین باری بود ك میدیدمش، یك مرد قد بلند و خوشتیپِ گفت٧-٨ سال از من بزرگتره البته اشتب نشه ز ...

ادامه مطلب

بعداز یکسال...

بعد از یکسال دوباره اومدم اینجا،تنها جایی که میتونستم حرفامو راحت بگم دلم خیلی تنگ شده واسه همه چیز واسه خودم واسه خنده هام واسه روزای رفته ای که فکرمیکردم اون روزا میتونن بهترین روزای عمرم باشن،اما راحت باختم همه چیو کاش میشد بری به چندسال بعد که ببینی دوروز دیگه فقط زنده ای،نمیخوام به عقب برگردم چون میدونم ...

ادامه مطلب

انگار هر چی سن ادم بالاتر میره دل كندنش سخت تر میشه من كه الان این جوری شدم حس میكنم منطقم ته كشیده و روز به روز دارم احساساتی تر برخورد میكنم حوصله خیلی چیزا و خیلی كسا رو ندارم و در برابر خیلی از احساسات بی خود و بی جهتمم  هم هیچ خود داری نشون نمیدم خیلی جاها فكر می كنم به جای خود 25 ساله م كودك در ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1