راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


مرغ دل ما را به کس رام نگردد!

 

وقتی دل ، عریب و تنها  میشه :آسمون آبی  تر میشه ،سایه ها پر رنگتر میشه ،بادها شبیه آواز میشن ،آفتاب دلنشین تر میشه، آخرین برگهای درختان در پایان فصل پاییز رقصان میشند و من در بالاترین قله کوه می ایستم.و فریاد میزنم.

...........

در اوج دلتنگی پیراهن قرمز پوشید رژلب قرمز زد با اینکه دلش شکسته بود از مهمانهایش پذیرایی کرد شبی زیبا باساز و آواز ساخت .اجازه نداد کسی بفهمد دلت تنگ یا دل شکسته است . پایان مهمانی برای خودت شعری را زمزمه می کنی  مرغ دل  ما را ....

...............

توی زندگی آدما ممکنه ی نفر پیدا بشه وارد زندگیته بشه...مدتی مانده و قدمی زده و بعد بی هوا عیبش زده و رفته .آمدن و رفتن هایی که روزی برای من مهم بود ..بعد فهمیدم همه هستند اما با فاصله  از دور نظاره گر هستند خیلی ها در زندگی آمدن و رفتند اما بعضی ها تاثیر گذار بودند...بعد از مدت ها فکر میکنی در مورد این دوستی  چه ذهنیتی از تو دارند.اصلا دوست خوبی بودی یا اشتباه بزرگ زندگی دوست بودی ؟ برای خودت زمزمه ميكني شعري را....

..........................

دستان من چند ساله است ؟

قواعد بازی را یاد نگرفت .....



برچسب ها:
منبع مطلب